مروری بر زندگی یک حافظ کُلّ قرآن در ثلاث باباجانی + عکس

گفتگوی اختصاصی اصلاح‌وب با ملا مصطفی داوودی، حافظ قرآن و امام جمعه‌ی روستای تازه آباد امین

اشاره‌: در کودکی پیامبر خدا (ص) را در خواب ملاقات می‌کند و آرزویش را که همانا دست یافتن به قرآنِ خانه‌ی کدخدای آبادی است، برای او بیان می‌کند. پیامبر (ص) نیز می‌فرماید: از آن تو باد. به سن نوجوانی که می‌رسد، به دنبال تحقق رویایش می‌رود و شرایط بسیار سخت مالی وی را از جستجوی گمشده‌اش باز نمی‌دارد. کسی که در کودکی آرزویش داشتن قرآن کدخدا بود در جوانی کل قرآن را در مدت ۷ ماه در سینه جای می‌دهد. با‌‌ همان صفا و صمیمیت و پاکی و بی‌آلایشی با دستانی تقریباً خالی از مطاع دنیوی و زرق و برق زندگی امروزی در روستایی کوچک در حومه‌ی شهر تازه آباد مرکز شهرستان ثلاث باباجانی در کنار خانواده‌اش با کشاورزی و دامداری مختصری روزگار را می‌گذراند. خودش می‌گوید بردن گوسفندان به چرا و رفتن به سرِ زمین کشاورزی فرصت مناسبی برای دوره کردن اندوخته‌های قرآنی‌اش است. دستش تنگ است ولی دلی دارد به وسعت دریا. گویی تمام ملک دنیا از آن وی است. می‌گوید: این ویژگی‌ها را از قرآن اخذ کرده است. این اوصاف متعلق به ماموستا ملا مصطفی داوودی امام جمعه‌ی روستای کوچک تازه آباد امین است و آنچه در زیر می‌آید گفت‌و‌گوی روابط عمومی جماعت دعوت و اصلاح شهرستان ثلاث باباجانی با وی است:
برای شروع می‌خواهم که معرفی کوتاهی از خودتان داشته باشید.
بله من در سال ۱۳۴۳ در روستای کانی دانیال متولد شدم. دوران کودکی‌ام را در روستای گوگرد گذرانده‌ام. در زمان پهلوی تا کلاس سوم تحصیل نمودم. و در زمان جنگ به همراه خانواده به روستای نهرآبی مهاجرت کردم. آن زمان بود که برای تحصیل فقه نزد مرحوم ماموستا ملامجید موحد نادری معروف به ملامجید دولت‌آباد رفتم و نزد ایشان چند جزء از قرآن را آموختم. بعد از آن چند ماه در روستای سیّد علی به تحصیل فقه پرداختم. امّا در خدمت ماموستا ملامجید بود که بصورت جدّی مطالعه‌ی فقه را شروع کردم. پس از آن زمان نزد ماموستا شیخ محمد سعید رفته و سه -چهار سال در خدمت ایشان بودم. در محضر ایشان بود که اجازه‌نامه دریافت نمودم. الآن هم در روستای تازه آباد امین ساکن هستم. دامداری می‌کنم و مختصری کشاورزی دارم. در ضمن امام جماعت روستا هم می‌باشم. دو پسر هم به نامهای عبدالغفار و صلاح‌الدین دارم.
از چه سالی به حفظ قرآن پرداختید؟
زمانی که در خدمت جناب حاج شیخ محمد سعید بودم، در سال ۱۳۶۵ تصمیم به حفظ قرآن گرفتم و به لطف خدا در مدت هفت ماه کاملاً آن‌را حفظ شدم.
در حفظ قرآن آیا کسانی بودند که با شما همراه باشند و همچنین آیا روش مشخصی داشتید؟
راستش بیشتر شوق زیادی که داشتم مرا بسوی قرآن می‌کشید و به تنهایی آن را حفظ می‌کردم. روش مشخصی هم نداشتم و در حدّ توان و حوصله به حفظ قرآن می‌پرداختم. مثلاً پیش می‌آمد که در یک روز ۱۵۰ آیه را حفظ می‌کردم و بعضی روز‌ها هم استراحت می‌کردم. من دوست نداشتم که هم شاگردی‌هایم بدانند که می‌خواهم قرآن را حفظ کنم، به این دلیل گاهی اوقات نیمه‌شب‌ها، زمانی که همه خواب بودند به حفظ می‌پرداختم و احساس می‌کردم که نوعی ریا باشد که آنان مطلع شوند.
کسی هم بوده که شما را به حفظ قرآن ترغیب کند؟
نمی‌توانم از فرد مشخصی نام ببرم. فقط لطف خداوند بود که علاقه به قرآن را در دل من نهاد. امّا نکته‌ای که به ذهنم می‌رسد این است که در هنگام کودکی به توصیف پهلوانان و زورمندان و حفظ اشعار حماسی علاقه‌مند بودم. زمانی که با قرآن کریم آشنا شدم بالا‌ترین قدرت [حفظ] را پیدا کرده بودم و به راستی که وصف پروردگار بر‌تر از هر چیز است.
بزرگ‌ترین عامل در موفقیت شما چه بوده است. پشتکار خودتان یا مسائل دیگر؟
نه، فقط خواست خدا بود. خودم اصلاً چیزی نیستم.
زمانی که قرآن را کاملاً حفظ نمودید چه حسی داشتید؟
احساس می‌کردم در دنیا به یک پادشاهی بزرگی دست یافته‌ام. به کسی هم نگفتم امّا برای تشویق سایر طلبه‌ها می‌گفتم که چند جزء از قرآن را حفظ کرده‌ام، شما که از من قوی‌تر هستید نیز سعی کنید در حد توان به حفظ قرآن بپردازید. در ‌‌نهایت یکی از طلبه‌ها متوجه شد که محضر ماموستا شیخ محمد سعید از هر آیه‌ای بحث می‌شود من در صورت نیاز سوره‌اش را می‌گویم، به من شک کرد و فهمید که قرآن را کاملاً حفظ کرده‌ام.
برای اینکه قرآن همیشه در ذهنتان بماند چه کار می‌کنید؟
هرچند ماه یکبار آن را دوره می‌کنم. گاهی در هنگام سفرهای طولانی مرور می‌کنم و گاهی هم هنگام به چرا بردن بز‌ها و گوسفند‌ها آن را مرور می‌کنم.
کسی که قرآن را حفظ می‌کند چه ویژگی‌هایی را باید داشته باشد؟
اوّل از همه خداترس باشد و نیز قرآن را دوست داشته باشد و به خاطر تعریف و ریا آن را حفظ نکند. بهتر است به درک و فهم قرآن هم اهتمام بورزد و در حفظ کردن آن عجول نباشد.
علّت اینکه در زمان ما حفظ قرآن مشکل شده را در چه می‌دانید؟
شاید بتوان گفت مردم در این زمان مشکلات زیادی دارند و درگیر خیالات گوناگون خویشند و قرآن چیز عجیبی است. انجام گناه یا مشاهده‌ی آن می‌تواند مانع حفظ آن شود.
نقش قرآن را در زندگی خودتان چگونه می‌بینید؟ لذت انس با قرآن را چطور توصیف می‌کنید؟
لذّت بردن از قرآن قابل بیان نیست. اگر هیچ چیزی هم نداشته باشم، احساس می‌کنم که تمام دنیا را دارم، قرآن تأثیر فوق‌العاده‌ای در همه چیز دارد.
یک حافظ قرآن باید چگونه باشد؟
باید با مردم خوش‌خلق باشد و به همه احترام بگذارد. با گذشت باشد و تمام مسلمانان را برادر و خواهر خود بداند.
در اصل چگونه به این فکر و احساس رسیدید که قرآن کریم را حفظ کنید؟
شاید پایه‌ی اصلی این احساس به زمان کودکی‌ام برگردد. پیامبر (ص) را در خواب دیدم که به من فرمودند چه در خواستی داری؟ من هم گفتم قرآنی را می‌خواهم که در منزل کدخدای آبادی است. ایشان فرمودند مال تو باشد.
شما برای مردم و جوانان در مورد قرآن چه توصیه‌ای دارید؟
می خواهم که قرآن کریم را مطالعه کنند و در حدّ توان به حفظ آن بپردازند. می‌خواهم بدانند که قرآن انسان را به سوی بهتر بودن هدایت می‌کند و کتابی است که با هر زمانی سازگار است و (زمان خاصی به عنوان) تاریخ مصرف ندارد. در ضمن می‌خواهم که به مطالعه و فهم احادیث هم بپردازند چرا که احادیث اوّلین تفسیرهای قرآن هستند.
برای آموزش و حفظ قرآن آیا به تربیت شاگرد می‌پردازید؟
به صورت پراکنده تدریس می‌کنم و مردم را هم به روی آوردن به قرآن تشویق می‌کنم. الآن هم یک شاگرد در زمینه‌ی تفسیر قرآن دارم. برای تشویق به حفظ قرآن کریم همیشه در مراسم‌هایی مانند مجالس ترحیم مردد می‌شوم که آیا بهتر است قرآن را از حفظ بخوانم یا اینکه اینکار را نکنم تا در ریا نیافتم.
به بچه‌هایتان آموزش قرآن می‌دهید؟
پسر بزرگم قرآن را خوب می‌خواند و پسر کوچکم نیز یک جزء از قرآن را خوانده است در زمینه‌ی حفظ هم اگر همّت کنند می‌توانند به نتایجی برسند.
جناب ماموستا! مردم شما را انسانی پاک و بی‌آلایش، خونسرد و قانع می‌دانند. آیا این خصوصیات را از تأثیرات قرآن می‌دانید؟
مسلماً اگر اینطور باشد از تأثیرات قرآن است.
آیا از حفظ کردن و خواندن قرآن خسته شده‌اید؟
به لطف خدا اینگونه نشده است.
اگر امکان دارد شرح کوتاهی از زندگی روزمره‌ی خود ارائه بفرمایید.
بله، بعد از خواندن نماز صبح به حیوانات رسیدگی می‌کنم. بعداً اگر کاری در شهر تازه آباد داشته باشم، به آنجا می‌روم. یا اینکه به زمین کشاورزی سر می‌زنم. اگر عیادتی، مجلس ختمی باشد به آنجا می‌روم یا اگر مسلمانی کاری داشته باشد، به آن می‌پردازم. پس از آن به مطالعه‌ی کتابهای مختلف و قرآن می‌پردازم.
شما آیا در زمینه‌ی حفظ حدیث هم فعالیّت داشته‌اید؟
من بیشتر معانی احادیث را به خاطر می‌سپارم تا اینکه متن عربی آن‌ها را. شاید نزدیک به پنج هزار حدیث را با معنا در خاطر داشته باشم.
در زمینه‌ی شعر چطور؟
شعرهایی از دیگران را حفظ کرده‌ام، امّا خودم رغبتی برای سرودن شعر ندارم.
جناب ماموستا مصطفی به خاطر وقتی که برای این گفتگو در اختیار ما گذاشتید بسیار تشکر می‌کنیم.
من هم از شما خیلی تشکر می‌کنم.

 

islahweb-9682-1379799795_0  islahweb-9682-1379799795_1  islahweb-9682-1379799795_2

islahweb-9682-1379799795_3  islahweb-9682-1379799795_4  islahweb-9682-1379799795_5

islahweb-9682-1379799795_6  islahweb-9682-1379799795_7  islahweb-9682-1379799795_8

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × سه =